پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

برد زلفش گرو از مشکلم آسانی را

کرد نقشی به دلم خط پریشانی را

غنچه‌اش خندد اگر هیچ نباشد قدری

پیش شفتالوی او قیمت خوبانی را!

گیر از طره او سرخط آشفته‌دلی

نیست استاد دگر درس پریشانی را!

عشق می‌خواهی؟ شو از بند تعلق آزاد!

رگ گل خار بود بلبل زندانی را!

بار منت نکشد کسوت ما از سوزن

بخیه حاجت نبود جامه عریانی را!

نیست در کلبه ما ننگ خراب‌آبادی

گنج بسیار بود مخزن ویرانی را!

عاقبت اشک تو گردد گهر بی‌قیمت

ریز در کام صدف گوهر نیسانی را!

ای که در صورت خوبی ز همه بهزادی

نیست در نقش تو حدی قلم مانی را!

روز عید است نشین در بر من یک ساعت

وقف نظاره کنم دیده قربانی را!

کی به سلک فضلا آیی؟! نداری جوهر!

بیش ازین سکه مزن لاف سخندانی را!

آفرین باد برین مصرع بیدل طغرل

چین دامان ادب کن خط پیشانی را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸ندارد میل الفت وضع آزادی‌پسند ما
  2. شمارهٔ ۲۹بس که در کوه بلا هم‌سنگ فرهادیم ما
  3. شمارهٔ ۳۰از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
  4. شمارهٔ ۳۱تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما
  5. شمارهٔ ۳۲قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
  6. شمارهٔ ۳۳بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما
  7. شمارهٔ ۳۴هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما
  8. شمارهٔ ۳۵چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.