پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

هرکه در دشت جنون بیند من دیوانه را

کی شود مانند مجنون آشنا بیگانه را؟!

حسن خوبان را جلا باشد نگاه عاشقان

اعتباری نیست اینجا شمع بی‌پروانه را!

الفتی دارد خیال مار گیسویش به دل

گنج بسیار است گویا خاک این ویرانه را!

از سر سودای زلف او چنان سازم گذر

ای فسونگر با که می‌گویی تو این افسانه را؟!

با نگاهی کلبه احسان ما آباد کن

نیست جز مد نگه معمار این کاشانه را

تا توانی در نگارستان چشمش کن نظر

ای بسا افسون که باشد این عجایب‌خانه را!

طغرل اسرار ادب از باده روشن می‌شود

نیست جز پیر طریقت مرشدی میخانه را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶برد زلفش گرو از مشکلم آسانی را
  2. شمارهٔ ۲۷نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را
  3. شمارهٔ ۲۸ندارد میل الفت وضع آزادی‌پسند ما
  4. شمارهٔ ۲۹بس که در کوه بلا هم‌سنگ فرهادیم ما
  5. شمارهٔ ۳۰از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
  6. شمارهٔ ۳۱تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما
  7. شمارهٔ ۳۲قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
  8. شمارهٔ ۳۳بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.