پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را

ماه در آغوش خود گم کرد خط هاله را

سرمه از بخت سیه در کام فریاد من است

از سپند ما شنیدن نیست هرگز ناله را!

داغ سودای خیال وصل تو بردم به خاک

می‌نبینی در مزار من به غیر از لاله را!

جان دهد چون معجز عیسی به هنگام سخن

لهجه لعل لب او مرده صدساله را!

سوخت اندر مجمر عشقش دلم همچون سپند

محرم این می نکردم ساغر بتخانه را

نسبت سوز درون من به اشک غیر کرد

امتیازی از گوهر هرگز نباشد ژاله را؟!

طغرل از سودای او شد تا دلم آتش نسب

می‌نشاند برق آهم شعله جواله را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵تا ز عکس خویش کردی سرفراز آیینه را
  2. شمارهٔ ۲۶برد زلفش گرو از مشکلم آسانی را
  3. شمارهٔ ۲۷نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را
  4. شمارهٔ ۲۸ندارد میل الفت وضع آزادی‌پسند ما
  5. شمارهٔ ۲۹بس که در کوه بلا هم‌سنگ فرهادیم ما
  6. شمارهٔ ۳۰از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
  7. شمارهٔ ۳۱تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما
  8. شمارهٔ ۳۲قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.