پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را

کز دو صد دل بگذراند ناوک تیر تو را!

بند سودای غم یوسف زلیخا کی شدی

گر بدیدی پیچ و تاب زلف زنجیر تو را؟!

رمز سامان تغافل آنقدر فهمیده‌ام

کرده استاد ازل از نام تخمیر تو را!

جان کند بهزاد از راه تحیر تا ابد

هرکجا بیند اگر او نقش تصویر تو را!

زیر تیغ ابرویت تنها نه من جان می‌دهم

کیست جان خود نسازد تحفه شمشیر تو را؟!

نیست ممکن وصف تو ای تحفه آیات حسن

کس نمی‌داند چه خواهد کرد تفسیر تو را!

با قدت ای نخل گلزار بهار دلبری

راست گو پرسم من از میخانه تا پیر تو را!

خانه دل را عمارت‌ها نمودی از غمت

هیچ کس ویران نخواهد کرد تعمیر تو را!

لعل خوبان را شکر تلخی نماید با لبت

مادر دهر از شکر جوشیده تا شیر تو را!

طغرل از نظمم سراپا بین که می‌ریزد شکر

بس که بنمودم ز سر تا پای تحریر تو را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو را
  2. شمارهٔ ۲۳تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
  3. شمارهٔ ۲۴هرکه در دشت جنون بیند من دیوانه را
  4. شمارهٔ ۲۵تا ز عکس خویش کردی سرفراز آیینه را
  5. شمارهٔ ۲۶برد زلفش گرو از مشکلم آسانی را
  6. شمارهٔ ۲۷نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را
  7. شمارهٔ ۲۸ندارد میل الفت وضع آزادی‌پسند ما
  8. شمارهٔ ۲۹بس که در کوه بلا هم‌سنگ فرهادیم ما
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.