پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

اگر هوشم کند چون شانه در زلفش شبیخون را

به یک مو بسته گردم سرنوشت بخت واژون را

به جز وحشت نباشد هیچ سرمشق خط عاشق

سیه از چشم آهو کن سواد لوح مجنون را!

نگردد جوهری هم‌سنگ میزان سرشک من

که از یاقوت می‌باشد گرانی اشک گلگون را

ز بی‌تابی ندارد یک قلم تاب دماغ خط

به مو باید نوشتن از میانش حرف مضمون را!

به میدان شهادت گر شهید او نه‌ای لیکن

به خون رنگین نما همچون شفق دامان گردون را!

صفا از عشق خواهی از درشتی سوی نرمی شو

تصرف نیست در پیراهن فولاد صابون را!

نباشد در مریض عشق غیر از وصل معجونی

که ره در نبض عاشق نیست انگشت فلاطون را!

کمالت هر قدر گر بیش باشد بخت کم باشد

بود قدر تنزل از ترقی بید مجنون را

بلند و پست ما را مانع جولان نمی‌گردد

که نبود امتیازی پیش عاشق کوه و هامون را!

چو شبنم در هوای مهر او سودای همت کن

که در بازار امکان نیست قدری فطرت دون را!

نه‌ای آگه تو از ساز بم و زیر فنا هرگز

که نشنیدی صدای طشت کاف و کاسه نون را!

خوشا طغرل ازین یک مصرع بحر سخن بیدل

به چون و چند نتوان حکم کردن صنع بی‌چون را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱عرض حاجت می‌کند دل خسرو ناز تو را،
  2. شمارهٔ ۲۲هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو را
  3. شمارهٔ ۲۳تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
  4. شمارهٔ ۲۴هرکه در دشت جنون بیند من دیوانه را
  5. شمارهٔ ۲۵تا ز عکس خویش کردی سرفراز آیینه را
  6. شمارهٔ ۲۶برد زلفش گرو از مشکلم آسانی را
  7. شمارهٔ ۲۷نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را
  8. شمارهٔ ۲۸ندارد میل الفت وضع آزادی‌پسند ما
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.