پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

اینست اگر ساز بم و زیر جهان را

بی‌پرده مکن نغمه مضراب زمان را!

با خط ادب ساز تو از سرمه سیاهی

در حرف خموشی چه قلم بند میان را!

گردد خط حیرت اثر شوق فتوحت

چون غنچه اگر مهر کنی قفل دهان را

کی بخیه کند خاک لب دامن نازش

مهتاب بود محرم اگر زخم کتان را؟!

حسرتکش ابروی تو شد قامت پیری

جز خانه خود نیست دگر خانه کمان را!

هرکس نبود مشتری جنس محبت

کین نقد گرانی کند از سود زیان را!

فرش ره تسلیم ادب ساز سر خود

چون مخمل اگر داری هوس خواب گران را!

خیاط ازل کرده چو از بخیه رنگین

شیرازه دامان چمن آب روان را!

آسوده بود صاف دل از منت صیقل

جز جوهر معنی نبود تیغ زبان را!

مخمور تو را نیست به جز دردسر تو

دردسر دیگر نبود باده‌کشان را!

پیدا نشد از شعله اشکم اثر داغ

ظاهر نکند آتش یاقوت دخان را!

طغرل چه خوش است مصرع دریای معانی

یاران به خط جام ببندید میان را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را
  2. شمارهٔ ۲۱عرض حاجت می‌کند دل خسرو ناز تو را،
  3. شمارهٔ ۲۲هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو را
  4. شمارهٔ ۲۳تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
  5. شمارهٔ ۲۴هرکه در دشت جنون بیند من دیوانه را
  6. شمارهٔ ۲۵تا ز عکس خویش کردی سرفراز آیینه را
  7. شمارهٔ ۲۶برد زلفش گرو از مشکلم آسانی را
  8. شمارهٔ ۲۷نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.