پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

تا قضا کرده‌ست در قصر بلا بانی مرا

چون حبابم نیست غم از خانه ویرانی مرا

بعد ازین کلک ادب از چوب سنبل می‌کنم

زلف او تا گشت سرمشق پریشانی مرا

صورت نقشم نباید در قلم از لاغری

شرم می‌دارم کشد گر خامهٔ مانی مرا!

از کمال اعتباراتم چه می‌پرسی دگر!؟

نیست چون مردم گیا جز نام انسانی مرا!

رفت ایام شباب و فرصت پیری رسید

تا کجا باشد کنون عهد غزل‌خوانی مرا!

از دو عالم آبرو این مدعا باشد فزون

بر سر خوان غمش یک لحظه مهمانی مرا!

سیل اشکم شد فزون از موج طوفان حیا

می‌برد هر دم ز خود آه پشیمانی مرا

ماتم هجران آن شه روح به ماتم می‌دهد

این بود در چهره غم گر فرس‌رانی مرا!

گر همین باشد سلوک شیوه هجران او

غیر مردن نیست دیگر مشکل آسانی مرا!

بی‌نصیب راحتم از جام تقسیم ازل

مرکز پرگار غم شد خط پیشانی مرا!

عاشقان را پیرهن چون گل بود ننگ و وفا

همچو سروم کسوت تن گشت عریانی مرا!

ای که نزدیکی به چشمم مردم‌آسا چون غبار

از برم هرگز نگردی دور اگر دانی مرا!

ای خوشا طغرل ازین یک مصرع شاه سخن

دام یک عالم تعلق گشت حیرانی مرا!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹اگر هوشم کند چون شانه در زلفش شبیخون را
  2. شمارهٔ ۲۰آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را
  3. شمارهٔ ۲۱عرض حاجت می‌کند دل خسرو ناز تو را،
  4. شمارهٔ ۲۲هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو را
  5. شمارهٔ ۲۳تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
  6. شمارهٔ ۲۴هرکه در دشت جنون بیند من دیوانه را
  7. شمارهٔ ۲۵تا ز عکس خویش کردی سرفراز آیینه را
  8. شمارهٔ ۲۶برد زلفش گرو از مشکلم آسانی را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.