پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

تا عروج باده زد دستی گریبان مرا

موج می شیرازه خواهد گشت دامان مرا

سرمه چشم حیا را ساز خاموشی کند

از قضا گر بگذرد بلبل نیسان مرا

بس که گلزار خیالم دارد از گل رنگ رنگ

گر هوس داری تماشا کن گلستان مرا!

چون گوهر مضمون یک معنی‌ام از پا تا به سر

امتیازی نیست از دامن گریبان مرا

پیش نیرویم کند رستم سجود اعتراف

گر ببیند صولت بازوی دستان مرا

می‌کند ختم کمال درس علم عاشقی

یک دمی مجنون نشیند گر دبستان مرا

گرچه صد گوهر کشیدم دوش در سلک سخن

اعتباری کی بود امروز دیوان مرا؟!

پیشکش در پیش ابرویش سری آورده‌ام

کی بود قدری به نزد تیغ او جان مرا؟!

طغرل از صبح امیدم یک شرر پیدا نشد

تا نماید روشنی شمع شبستان مرا!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸اینست اگر ساز بم و زیر جهان را
  2. شمارهٔ ۱۹اگر هوشم کند چون شانه در زلفش شبیخون را
  3. شمارهٔ ۲۰آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را
  4. شمارهٔ ۲۱عرض حاجت می‌کند دل خسرو ناز تو را،
  5. شمارهٔ ۲۲هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو را
  6. شمارهٔ ۲۳تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
  7. شمارهٔ ۲۴هرکه در دشت جنون بیند من دیوانه را
  8. شمارهٔ ۲۵تا ز عکس خویش کردی سرفراز آیینه را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.