پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

بس که شهد مدعا حال نشد کام مرا

کرده‌اند از سنگ نومیدی مگر جام مرا؟!

غرق موج شبنم خجلت شود رخسار او

هرکه جوید چون نگین گر از جهان نام مرا

آنقدر تمهید سامان جنون دارد دلم

نیست جز خشکی تقاضا طبع بادام مرا!

در دل عاشق نباشد رتبه پست و بلند

فرق چون آیینه از در کی بود بام مرا؟!

چند پاشیدم سرشک دانه تخم عمل

کاش افتد صید مطلب حلقه دام مرا!

ساز قانون مروت کن به مضراب کرم

از صبا گر بشنوی آهنگ پیغام مرا!

فرصت تمهید هستی نیست در باغ جهان

چون شرر یکسان شمر آغاز و انجام مرا

سرخط درس کمال دیگرت در کار نیست

سبحه کن اندر سلوک عشق هر گام مرا!

طغرل از تمکین دل سامان راحت داشتم

بی‌قراری برد آخر ذوق آرام مرا!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷تا قضا کرده‌ست در قصر بلا بانی مرا
  2. شمارهٔ ۱۸اینست اگر ساز بم و زیر جهان را
  3. شمارهٔ ۱۹اگر هوشم کند چون شانه در زلفش شبیخون را
  4. شمارهٔ ۲۰آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را
  5. شمارهٔ ۲۱عرض حاجت می‌کند دل خسرو ناز تو را،
  6. شمارهٔ ۲۲هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو را
  7. شمارهٔ ۲۳تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
  8. شمارهٔ ۲۴هرکه در دشت جنون بیند من دیوانه را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.