پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

هرکه را باشد نظر ترک قباپوش مرا

آفرین گوید تحمل کردن هوش مرا!

از خیال قامتش اکنون عصا می‌بایدم

بار سنگین فراقش کرده خم دوش مرا

از کدامین زمره‌ام یارب که در بزم وجود

جز سر زانو عروسی نیست آغوش مرا!

ای که می‌خواهی به سلک بندگان درگهش

حلقه‌ای غیر از خم زلفش مکن گوش مرا!

در دلم نبود بجز نقش خیال عشق او

از غمش باشد نگاری لوح منقوش مرا!

دوستان بهر خدا گویید عرض حال من

هر کجا بینید اگر آن شوخ میْ‌نوش مرا!

پیش ارباب سخن طغرل نباشد اعتبار

صفحه ابیات ناموزون مغشوش مرا!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶تا عروج باده زد دستی گریبان مرا
  2. شمارهٔ ۱۷تا قضا کرده‌ست در قصر بلا بانی مرا
  3. شمارهٔ ۱۸اینست اگر ساز بم و زیر جهان را
  4. شمارهٔ ۱۹اگر هوشم کند چون شانه در زلفش شبیخون را
  5. شمارهٔ ۲۰آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را
  6. شمارهٔ ۲۱عرض حاجت می‌کند دل خسرو ناز تو را،
  7. شمارهٔ ۲۲هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو را
  8. شمارهٔ ۲۳تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.