پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۳

ای خجلت از جمال تو ماه منیر را

بر باد داده شوق تو جان فقیر را

در جواب او

ای دل به یاد دار برنج به شیر را

چون مطبخی بساز منور ضمیر را

این قرص میده به بود از شمسی فلک

ای آسمان به ما منما آن فطیر را

از بوی قلیه حبشی بود بی خبر

عطار زان نهاد بر آتش عبیر را

گیپا نگر که با همه حشمت نمی کند

با پرده پیاز برابر حریر را

با آن سیه دلی به خطا کرد اعتراف

بشنود مشک چون ز دهن بوی سیر را

ای دل مرید قلیه برنجی، کنون بیا

دریاب پس به دست ارادت تو پیر را

صوفی از آن زمنت دو نان بود خلاص

کو قوت خویش ساخته نان شعیر را

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۵من باده بی خمار خواهم
  2. بخش ۶هر که او لعل جانفزای تو دید
  3. بخش ۷هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
  4. بخش ۸بهار آمد بکن ساقی طربها
  5. بخش ۹مراست در هوس روی آن پری پیکر
  6. بخش ۱۰رخ تو آیت حسن و دهان دروست چو میم
  7. بخش ۱۱مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
  8. بخش ۱۲دانی مراست از لب دلدار آرزو
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.