پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۶

بر دلم آغوش صلح کل گشاید جنگ عشق

شیشه ای دارم که گلبازی کند با سنگ عشق

راز پنهان عندلیب باغ رسوایی مباد

رنگ بر رخساره ما بشکفد نیرنگ عشق

رتبه عاشق بلند از پایه افتادگی است

خاکساری سایبان گردید بر اورنگ عشق

پاک بینی را غبارم درس حیرت می دهد

دارم از آیینه دل در نظر فرهنگ عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۸خوابم شده تا سرمه بیداری توفیق
  2. شمارهٔ ۷۰۹دارم دلی به سینه چو کژدم به زیر خاک
  3. شمارهٔ ۷۱۰بیا ای هجر و وصلت مایه شیب و شباب دل
  4. شمارهٔ ۷۱۱شدی مست و زد چاک جیب قبا گل
  5. شمارهٔ ۷۱۲دیدن رویش نه تنها می برد از یاد گل
  6. شمارهٔ ۷۱۳جلوه حسنت چمن پرداز گل
  7. شمارهٔ ۷۱۴کرده ای انتخاب خنده گل
  8. شمارهٔ ۷۱۵لبریز خنده است چمن از هوای گل
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.