پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۳

جلوه حسنت چمن پرداز گل

خنده گل شوخی گل ناز گل

رتبه شوخی ز رعنایی گذشت

جلوه شمشاد پا انداز گل

با خیالت سینه ها گلزارها

می توان از دل شنید آواز گل

گریه ها در خنده پنهان کرده است

از لب ساغر کشیدم راز گل

گریه می آید مرا بر عندلیب

دیده ام تا خنده غماز گل

ما و گلزار اطاعت پیشگی

می کشم از خار دست انداز گل

بسته ام دل بر تماشای اسیر

داده ام آیینه را پرداز گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۵لبریز خنده است چمن از هوای گل
  2. شمارهٔ ۷۱۶سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل
  3. شمارهٔ ۷۱۷بر تنم گردیده نقش بوریا تصویر دام
  4. شمارهٔ ۷۱۸لبت به سهو نوازد گرم به یک دشنام
  5. شمارهٔ ۷۱۹به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
  6. شمارهٔ ۷۲۰در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام
  7. شمارهٔ ۷۲۱گرچه سودای تو یک عمر به سر داشته‌ام
  8. شمارهٔ ۷۲۲در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.