پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۰

در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام

تا دچار او شدم دل بر جدایی بسته ام

دامها دارد نهانی با کشاکشهای عشق

خویش را عمدا به زنجیر رهایی بسته ام

بسته ام چشم امید از مهربانیهای خلق

از شکست خویش دست مومیایی بسته ام

فارغم از اختلاط غیر و دارم یاد دوست

دورگردم تهمتی بر آشنایی بسته ام

توبه کردم تا رسم در خاطر ساقی اسیر

پارسایی را به خود از نارسایی بسته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۲در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام
  2. شمارهٔ ۷۲۳فانوس شمع خلوت دیدار گشته ام
  3. شمارهٔ ۷۲۴در دل از مستی فغان گم کرده ام
  4. شمارهٔ ۷۲۵لاله داغم ز گلزار جگر جوشیده‌ام
  5. شمارهٔ ۷۲۶مشغول یاد اوست دل پاره پاره ام
  6. شمارهٔ ۷۲۷لب تر نکرده از می هستی پیاله ام
  7. شمارهٔ ۷۲۸بس که خود را بسته دام بلا می‌خواستم
  8. شمارهٔ ۷۲۹ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.