پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۹

به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام

به جان رسیده غباری ز خاک راه توام

به تیغ تغافل نمی توان کشتن

شهید پرسش مژگان عذرخواه توام

چه بخت اینکه گل گفتگو توام چید

همین بس است که در سایه نگاه توام

قلم نرفته به آشفته بهار وفا

به حشر نامه سفید از خط سیاه توام

اسیر باعث بیداد او نمی دانم

چه کرده ای تو که شرمنده گناه توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۱گرچه سودای تو یک عمر به سر داشته‌ام
  2. شمارهٔ ۷۲۲در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام
  3. شمارهٔ ۷۲۳فانوس شمع خلوت دیدار گشته ام
  4. شمارهٔ ۷۲۴در دل از مستی فغان گم کرده ام
  5. شمارهٔ ۷۲۵لاله داغم ز گلزار جگر جوشیده‌ام
  6. شمارهٔ ۷۲۶مشغول یاد اوست دل پاره پاره ام
  7. شمارهٔ ۷۲۷لب تر نکرده از می هستی پیاله ام
  8. شمارهٔ ۷۲۸بس که خود را بسته دام بلا می‌خواستم
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.