پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۲

دیدن رویش نه تنها می برد از یاد گل

می رود از جلوه رنگین او بر باد گل

بیستون گر خار خار جلوه گلگون نداشت

کی شراری می نمود از تیشه فرهاد گل

صید خوبی گشته ام کز بوی گل نازکتر است

در قفس بیجا نمی ریزد مرا صیاد گل

عمرها چون سایه با افتادگی طی کرده است

تا زند بر سر ز نقش پای او شمشاد گل

داردم دیوانه زنجیر خاموشی اسیر

غنچه ا ی کز خنده او می کند فریاد گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۴کرده ای انتخاب خنده گل
  2. شمارهٔ ۷۱۵لبریز خنده است چمن از هوای گل
  3. شمارهٔ ۷۱۶سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل
  4. شمارهٔ ۷۱۷بر تنم گردیده نقش بوریا تصویر دام
  5. شمارهٔ ۷۱۸لبت به سهو نوازد گرم به یک دشنام
  6. شمارهٔ ۷۱۹به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
  7. شمارهٔ ۷۲۰در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام
  8. شمارهٔ ۷۲۱گرچه سودای تو یک عمر به سر داشته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.