پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۱

شدی مست و زد چاک جیب قبا گل

شکفتی تو با خنده شد آشنا گل

گرفتار خویت پرستار بویت

به میخانه ها می به گلزارها گل

بهار دگر دارد از رنگ و بویت

تو را زیر لب چون نگوید دعا گل

مگر دست او در حنا دید روزی

که نگذارد از دست یکدم حنا گل

اسیر از گل عیش گل گل شکفتی

گل صبح و جام طرب گل هوا گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۳جلوه حسنت چمن پرداز گل
  2. شمارهٔ ۷۱۴کرده ای انتخاب خنده گل
  3. شمارهٔ ۷۱۵لبریز خنده است چمن از هوای گل
  4. شمارهٔ ۷۱۶سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل
  5. شمارهٔ ۷۱۷بر تنم گردیده نقش بوریا تصویر دام
  6. شمارهٔ ۷۱۸لبت به سهو نوازد گرم به یک دشنام
  7. شمارهٔ ۷۱۹به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
  8. شمارهٔ ۷۲۰در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.