پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۴

کرده ای انتخاب خنده گل

زین سبب رفته آب خنده گل

تا تو در گلشنی نمی آرد

خنده صبح تاب خنده گل

جگر پاره پاره ای دارم

چون نخوانم کتاب خنده گل

شب به یاد لب کسی تا صبح

می کشیدم گلاب خنده گل

به غزال رمیده می ماند

چمن از انقلاب خنده گل

از خجالت به غنچه پنهان شد

لبت آمد به خواب خنده گل

دل ما راز دار لعل کسی است

صبح داند حساب خنده گل

چمن از خنده لب ببندد اسیر

تا تو دادی عذاب خنده گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۶سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل
  2. شمارهٔ ۷۱۷بر تنم گردیده نقش بوریا تصویر دام
  3. شمارهٔ ۷۱۸لبت به سهو نوازد گرم به یک دشنام
  4. شمارهٔ ۷۱۹به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
  5. شمارهٔ ۷۲۰در وفا داری طلسم بیوفایی بسته ام
  6. شمارهٔ ۷۲۱گرچه سودای تو یک عمر به سر داشته‌ام
  7. شمارهٔ ۷۲۲در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام
  8. شمارهٔ ۷۲۳فانوس شمع خلوت دیدار گشته ام
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.