پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۰

بیا ای هجر و وصلت مایه شیب و شباب دل

مهیا کرده ام بهرت شراب جان کباب دل

به نوعی سخت جانم کرده بیدادش که هر ساعت

صدای تیشه می آید به گوش از اضطراب دل

چه خونها خورده از اشکم چه جانها داده از آهم

نمی دانم چه خواهم گفت در محشر جواب دل

شد از زلف تو حیرت سرمه چشم پریشانی

که خواهد کرد آیا بعد از این تعبیر خواب دل

چه گل گل می شکفتی از می حیرت به این شوخی

پریشان مصرعی گر می شنیدی از کتاب دل

مبین مژگان غمازش مبین چشم فسونبازش

همین است انتخاب دل همین است انتخاب دل

شب و روز از خم زلفی گرفتاری گرفتاری

سؤال او سؤال من جواب او جواب دل

اسیر از چشم مستی ترک سودای دو عالم کرد

به این سودا کسی تا کی نگردد بر جناب دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۲دیدن رویش نه تنها می برد از یاد گل
  2. شمارهٔ ۷۱۳جلوه حسنت چمن پرداز گل
  3. شمارهٔ ۷۱۴کرده ای انتخاب خنده گل
  4. شمارهٔ ۷۱۵لبریز خنده است چمن از هوای گل
  5. شمارهٔ ۷۱۶سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل
  6. شمارهٔ ۷۱۷بر تنم گردیده نقش بوریا تصویر دام
  7. شمارهٔ ۷۱۸لبت به سهو نوازد گرم به یک دشنام
  8. شمارهٔ ۷۱۹به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توام
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.