پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۸

خوابم شده تا سرمه بیداری توفیق

صبح از شب من می طلبد یاری توفیق

محراب نیازی شده هر موج سرشکم

تا قبله دل گشته مددکاری توفیق

در سایه مژگان تو بر بال کند ناز

پرواز دل ما ز هواداری توفیق

از ننگ غبارم به گلستان ننشیند

دستم گل دامان سبکباری توفیق

در کعبه قدح جوید و در میکده تسبیح

خوش آنکه شود مست ز هشیاری توفیق

بی ساخته شد کار و خدا ساز برآمد

آبادی ویرانه معماری توفیق

یکرنگ وفا باش در آیینه دل کن

سیر چمن معنی و گلکاری توفیق

در میکده نسبت دل تا چه نظر دید

ساغر زند اندیشه ز سرشاری توفیق

در پیرهن افشانده گلاب از مژه ام صبح

در خویش نگنجید ز بسیاری توفیق

بی نکهت کویت چمن شوخ نخندد

کافر نشوی در خم بیزاری توفیق

شایستگی اینهمه دل داشت به طالع

شد خاک نظر کرده همواری توفیق

دیوانه اسیر تو چه اقبال شکار است

خندید دو عالم ز پرستاری توفیق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۰بیا ای هجر و وصلت مایه شیب و شباب دل
  2. شمارهٔ ۷۱۱شدی مست و زد چاک جیب قبا گل
  3. شمارهٔ ۷۱۲دیدن رویش نه تنها می برد از یاد گل
  4. شمارهٔ ۷۱۳جلوه حسنت چمن پرداز گل
  5. شمارهٔ ۷۱۴کرده ای انتخاب خنده گل
  6. شمارهٔ ۷۱۵لبریز خنده است چمن از هوای گل
  7. شمارهٔ ۷۱۶سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل
  8. شمارهٔ ۷۱۷بر تنم گردیده نقش بوریا تصویر دام
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.