پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

به فکر خاطر ناشاد ما نیست

دل بیگانه هیچش یاد ما نیست

سفر طوق گرفتاران شوق است

چو قمری آشیان صیاد ما نیست

ز دل منشور نادانی گرفتیم

فلک در فکر استعداد ما نیست

چرا داد دل از گردون نخواهیم

کسی را گوش بر فریاد ما نیست

فلک خون اسیران چون ننوشد

مگر خاک ره جلاد ما نیست

اسیر از عشق شیرین دیده بستیم

دویی اندیشه فرهاد ما نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴از رشک بلبلم دل حسرت نصیب نیست
  2. شمارهٔ ۳۴۵گرفتار کمند عشق را صیاد حاجت نیست
  3. شمارهٔ ۳۴۶نام دل بردن به غیر از یاد دلبر هیچ نیست
  4. شمارهٔ ۳۴۷همزبان بزم ما غیر از در و دیوار نیست
  5. شمارهٔ ۳۴۸جلوه ای از چشم دل مستور نیست
  6. شمارهٔ ۳۴۹همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست
  7. شمارهٔ ۳۵۰صبرم حریف عربده نیم ناز نیست
  8. شمارهٔ ۳۵۱از راز محبت که گلی جز خطرش نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.