پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

جلوه ای از چشم دل مستور نیست

لن ترانی پرده دار طور نیست

پاکبازی را نشان دیگر است

هر که سربازی کند منصور نیست

تا تو می آیی قیامت رفته است

وعده وصل اینقدرها دور نیست

از غبارم آسمانها ساختند

بیش از این افتادگی مقدور نیست

چون به گل نسبت کند روی تو را

دیده ای دارد تماشا کور نیست

توبه کی دارد خلاف شرع دل

در قیامت بوالهوس معذور نیست

تخم حسنت در جهان پاشیده اند

حرص اگر دارد گناه مور نیست

دیده ام سیر دو عالم می کند

یک سر مژگان تماشا دور نیست

تا چه خواهد کرد با دل چشم او

خانه آیینه هم معمور نیست

نشئه در عالم سراسر می رود

از نگاهت هیچکس مخمور نیست

گر شود خاک آب گوهر می شود

ساغر دل کاسه فغفور نیست

از برای چشم بیمارش اسیر

شربتی چون شربت انگور نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰صبرم حریف عربده نیم ناز نیست
  2. شمارهٔ ۳۵۱از راز محبت که گلی جز خطرش نیست
  3. شمارهٔ ۳۵۲گرچه از سامان حیرانی نظر درویش نیست
  4. شمارهٔ ۳۵۳خجلت الفت کشد هر دل که با ما صاف نیست
  5. شمارهٔ ۳۵۴عشق اگر سوزد بر آتش حسن او را باک نیست
  6. شمارهٔ ۳۵۵جز مراد دلت مرادم نیست
  7. شمارهٔ ۳۵۶کدام صبح که سرمشق انتظارم نیست
  8. شمارهٔ ۳۵۷به دور چشم توام التجا به دوران نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.