پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست

عشق بی طالع کم از اقبال عالمگیر نیست

حالتی داریم با کفر جنون آمیز خویش

ناله ناقوس ما بی شورش زنجیر نیست

کعبه جو گردیده ام می خواهم از سر طی کنم

راه صحرایی که کمتر از دم شمشیر نیست

در دبستانی که عاشق درس حیرت خوانده است

گفتگویی هست اما معنی و تفسیر نیست

ترکتازی کو دو عالم را براندازد ز جا

صف شکن تر از سپاه آه بی تأثیر نیست

هر گناهی را به امید عطایی می کنیم

بی گمان لطف بی اندازه یک تقصیر نیست

چون اثر تقصیر دارد نیست نقص آه ما

گر نباشد کارگر پیکان گناه تیر نیست

گر دل بینشگری داری تماشا می کنی

هر دو عالم بهتر از یک ناله شبگیر نیست

گر دلت ویران شد از تعمیر معمور است اسیر

عالم آباد کسی بی دهشت تعمیر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱از راز محبت که گلی جز خطرش نیست
  2. شمارهٔ ۳۵۲گرچه از سامان حیرانی نظر درویش نیست
  3. شمارهٔ ۳۵۳خجلت الفت کشد هر دل که با ما صاف نیست
  4. شمارهٔ ۳۵۴عشق اگر سوزد بر آتش حسن او را باک نیست
  5. شمارهٔ ۳۵۵جز مراد دلت مرادم نیست
  6. شمارهٔ ۳۵۶کدام صبح که سرمشق انتظارم نیست
  7. شمارهٔ ۳۵۷به دور چشم توام التجا به دوران نیست
  8. شمارهٔ ۳۵۸در تن بیمار لعل روح پرورد تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.