پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

خجلت الفت کشد هر دل که با ما صاف نیست

نسخه ای رنگین تر از مجموعه انصاف نیست

سینه صافم دوست از دشمن نمی داند دلم

می زنم داد محبت با دو عالم لاف نیست

صید معنی گشته ام پیشش گواه حال من

باطنم چون ظاهر آیینه صورتباف نیست

نقد هستی صرف یغمای محبت کرده ام

گر شود صد عمر صرف یک نگه اسراف نیست

مهربانی با تغافل دوستی با دشمنی

بی مروت عالم بیداد را اعراف نیست

گرمی بازار دل را عیب‌پوشی‌هاست تنگ

هر که قلب خلق رایج نشمرد صراف نیست

چون اسیر خاکسار از جام عشرت سر خوشم

شکرها دارم که قدرم صید استخفاف نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵جز مراد دلت مرادم نیست
  2. شمارهٔ ۳۵۶کدام صبح که سرمشق انتظارم نیست
  3. شمارهٔ ۳۵۷به دور چشم توام التجا به دوران نیست
  4. شمارهٔ ۳۵۸در تن بیمار لعل روح پرورد تو نیست
  5. شمارهٔ ۳۵۹در سراپای شهید غم پنهان تو نیست
  6. شمارهٔ ۳۶۰دیده ناکام را جز تهمت نظاره نیست
  7. شمارهٔ ۳۶۱خرقه پوشی است خودنمایی نیست
  8. شمارهٔ ۳۶۲آیا دیگر چه مدعا داشت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.