پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

در سراپای شهید غم پنهان تو نیست

گل زخمی که نظرکرده مژگان تو نیست

جای آن است که بیتابی سیماب کند

یک نفس گر سر آیینه به دامان تو نیست

گریه ابر ندارد نمک اشک مرا

مگر آگاه ز شور لب خندان تو نیست

مو به مو آگهی از راز دلم چون گذری

نکته ای فاش تر از خنده پنهان تو نیست

گرچه از دامن گل پا نگذارد بیرون

غنچه را مرتبه گوی گریبان تو نیست

خبری از سر سرگشته خود نیست مرا

ای جفا پیشه ببین در خم چوگان تو نیست

زخم پنهان چو ز مژگان تو می دزدد اسیر

آگه از عربده چشم نگهبان تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱خرقه پوشی است خودنمایی نیست
  2. شمارهٔ ۳۶۲آیا دیگر چه مدعا داشت
  3. شمارهٔ ۳۶۳فلک ز کام من سفله کیش عار نداشت
  4. شمارهٔ ۳۶۴رواج ساختگی های روزگار نداشت
  5. شمارهٔ ۳۶۵عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
  6. شمارهٔ ۳۶۶در دیار ما زمین مشت غباری هم نداشت
  7. شمارهٔ ۳۶۷در حلقه زلف تو دلی چله نشین داشت
  8. شمارهٔ ۳۶۸سبزه ما کی ز برق خرمنی اندیشه داشت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.