پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

در تن بیمار لعل روح پرورد تو نیست

استخوانی کو نمک پرورده درد تو نیست

غیر مژگانی که باشد خانه زاد چشم تر

کس در این ره محرم نظاره گرد تو نیست

لذت عشقت نه تنها با دل ریش است و بس

مرهم آسودگی هم خالی از درد تو نیست

گرچه از دستت کسی را نیست رنگی جز حنا

نیست یک گل در چمن کو دستپرورد تو نیست

با غم او شکوه در افسردگی کم کن اسیر

آتش پروانه چون خاکستر سرد تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰دیده ناکام را جز تهمت نظاره نیست
  2. شمارهٔ ۳۶۱خرقه پوشی است خودنمایی نیست
  3. شمارهٔ ۳۶۲آیا دیگر چه مدعا داشت
  4. شمارهٔ ۳۶۳فلک ز کام من سفله کیش عار نداشت
  5. شمارهٔ ۳۶۴رواج ساختگی های روزگار نداشت
  6. شمارهٔ ۳۶۵عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
  7. شمارهٔ ۳۶۶در دیار ما زمین مشت غباری هم نداشت
  8. شمارهٔ ۳۶۷در حلقه زلف تو دلی چله نشین داشت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.