پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

به دور چشم توام التجا به دوران نیست

نگاه گرم کم از خاتم سلیمان نیست

فریب خورده دام نگاه می داند

که زیر تیغ تغافل نشستن آسان نیست

ز گرد راه تو روشن کنم سواد نظر

غبار بینشم از سرمه صفاهان نیست

مرا که یاد رخ دوست گلشن نظر است

هجوم گریه کم از جوش عندلیبان نیست

جنون پرستم و آشفتگی بهار من است

دماغم از گل باغ کسی پریشان نیست

ندیده روی خریدار گفتگوی اسیر

در آن دیار که خیل کسادی ارزان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹در سراپای شهید غم پنهان تو نیست
  2. شمارهٔ ۳۶۰دیده ناکام را جز تهمت نظاره نیست
  3. شمارهٔ ۳۶۱خرقه پوشی است خودنمایی نیست
  4. شمارهٔ ۳۶۲آیا دیگر چه مدعا داشت
  5. شمارهٔ ۳۶۳فلک ز کام من سفله کیش عار نداشت
  6. شمارهٔ ۳۶۴رواج ساختگی های روزگار نداشت
  7. شمارهٔ ۳۶۵عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
  8. شمارهٔ ۳۶۶در دیار ما زمین مشت غباری هم نداشت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.