پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

جز مراد دلت مرادم نیست

درد با صاف اعتقادم نیست

گفتمش وعده های بوسه چه شد

کرد لب خنده ای که یادم نیست

داد گردم به باد راز جنون

چه کنم با کس اعتمادم نیست

هرزه دردسر دعا چه دهم

مطلبی در خور مرادم نیست

من کجا قید نام و ننگ کجا

سر و سودای انقیادم نیست

درد دل گوش می کند فریاد

مصرع ناله ای به یادم نیست

جان سپارد به سینه ام دل اسیر

گر نگوید که خانه زادم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷به دور چشم توام التجا به دوران نیست
  2. شمارهٔ ۳۵۸در تن بیمار لعل روح پرورد تو نیست
  3. شمارهٔ ۳۵۹در سراپای شهید غم پنهان تو نیست
  4. شمارهٔ ۳۶۰دیده ناکام را جز تهمت نظاره نیست
  5. شمارهٔ ۳۶۱خرقه پوشی است خودنمایی نیست
  6. شمارهٔ ۳۶۲آیا دیگر چه مدعا داشت
  7. شمارهٔ ۳۶۳فلک ز کام من سفله کیش عار نداشت
  8. شمارهٔ ۳۶۴رواج ساختگی های روزگار نداشت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.