پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

همزبان بزم ما غیر از در و دیوار نیست

باده می نوشیم اما نشئه ای در کار نیست

حسرت بسیار دامنگیر و مطلب سخت کوش

هر قدم صدبار در راه تو مردن کار نیست

انتظار گرمی احباب کوه محنت است

اهل دل را غم نمی باشد اگر غمخوار نیست

راه دارد دل به دل گر راه باشد سالها

راز ما را قاصدی یا نامه ای در کار نیست

کاش غم هم بر دلی دست درشتی می گذاشت

جرعه بسیار است (و) یک پیمانه سرشار نیست

دوست از تیمار داری درد بر دردم فزود

مهربانیهای بیجا کمتر از آزار نیست

گرد غربت بر جبین مرد آب گوهر است

بیکسی ها را تفاخر نامه ای در کار نیست

ذره با خورشید ما جوش تجلی می زند

یک سر مو بر آشفتگی بیکار نیست

در دیار سینه صافی دشمنی ها دیده ایم

جور بسیار است اما رنجش بسیار نیست

نا امیدی در دیار ما نمی باشد اسیر

این سخن جز حلقه گوش اولوالابصار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست
  2. شمارهٔ ۳۵۰صبرم حریف عربده نیم ناز نیست
  3. شمارهٔ ۳۵۱از راز محبت که گلی جز خطرش نیست
  4. شمارهٔ ۳۵۲گرچه از سامان حیرانی نظر درویش نیست
  5. شمارهٔ ۳۵۳خجلت الفت کشد هر دل که با ما صاف نیست
  6. شمارهٔ ۳۵۴عشق اگر سوزد بر آتش حسن او را باک نیست
  7. شمارهٔ ۳۵۵جز مراد دلت مرادم نیست
  8. شمارهٔ ۳۵۶کدام صبح که سرمشق انتظارم نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.