پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

نام دل بردن به غیر از یاد دلبر هیچ نیست

دیدن آیینه جز عکس سکندر هیچ نیست

عمر ضایع کرده ما را چو اوراق نفس

گر بگردی غیر یک حرف مکرر هیچ نیست

بی نیازان عالم دیگر مسخر کرده اند

از هما زیر نگین بر سایه پر هیچ نیست

خواب می بینی که درد آشام هستی گشته ای

چشم تا وا کرده ای این نشئه در سر هیچ نیست

گر صدایی می کند کوس از تهی مغزی پر است

شوکت آوازه طبل سکندر هیچ نیست

ذره ای چون شد غبار آلوده بینش صفی است

گر شکافد گرد از آثار لشگر هیچ نیست

استخوانی را که می بیند دلش پر می زند

از هما در عالم تجرید کمتر هیچ نیست

روزی موری کجا در قحط همت کم شود

گر نباشد دانه رزق مقدر هیچ نیست

اضطراب شوق زلفت نامه را پر می دهد

پیش پرواز دلم بال کبوتر هیچ نیست

سیر چشمی هم ندارد اینقدر مالش اسیر

معنی آزادگی شکر است دیگر هیچ نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸جلوه ای از چشم دل مستور نیست
  2. شمارهٔ ۳۴۹همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست
  3. شمارهٔ ۳۵۰صبرم حریف عربده نیم ناز نیست
  4. شمارهٔ ۳۵۱از راز محبت که گلی جز خطرش نیست
  5. شمارهٔ ۳۵۲گرچه از سامان حیرانی نظر درویش نیست
  6. شمارهٔ ۳۵۳خجلت الفت کشد هر دل که با ما صاف نیست
  7. شمارهٔ ۳۵۴عشق اگر سوزد بر آتش حسن او را باک نیست
  8. شمارهٔ ۳۵۵جز مراد دلت مرادم نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.