پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

ما را که سر عشرت و پروای طرب نیست

گر درد به درمان نفروشیم عجب نیست

بی خضر توکل نتوان کرد سراغش

نقش پی گمنام تو در راه طلب نیست

در مکتب تسلیم شهیدان وفا را

جز جوهر شمشیر تو سرمشق ادب نیست

هر قطره ای از خون شهیدان گل صبح است

جایی که دمد صبح ز شمشیر تو شب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵گرفتار کمند عشق را صیاد حاجت نیست
  2. شمارهٔ ۳۴۶نام دل بردن به غیر از یاد دلبر هیچ نیست
  3. شمارهٔ ۳۴۷همزبان بزم ما غیر از در و دیوار نیست
  4. شمارهٔ ۳۴۸جلوه ای از چشم دل مستور نیست
  5. شمارهٔ ۳۴۹همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست
  6. شمارهٔ ۳۵۰صبرم حریف عربده نیم ناز نیست
  7. شمارهٔ ۳۵۱از راز محبت که گلی جز خطرش نیست
  8. شمارهٔ ۳۵۲گرچه از سامان حیرانی نظر درویش نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.