پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۱

رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست

عالمی گشته گرفتار و قفس پیدا نیست

همچو آن شعله که از دود نگردد پیدا

بسکه پیچیده به دل آه نفس پیدا نیست

می کشد زارم و از شوق به خود می بالم

که در این معرکه یک اهل هوس پیدا نیست

در دلم غیر خیال تو تجلی نکند

که در این آینه عکس همه کس پیدا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۳ما را که سر عشرت و پروای طرب نیست
  2. شمارهٔ ۳۴۴از رشک بلبلم دل حسرت نصیب نیست
  3. شمارهٔ ۳۴۵گرفتار کمند عشق را صیاد حاجت نیست
  4. شمارهٔ ۳۴۶نام دل بردن به غیر از یاد دلبر هیچ نیست
  5. شمارهٔ ۳۴۷همزبان بزم ما غیر از در و دیوار نیست
  6. شمارهٔ ۳۴۸جلوه ای از چشم دل مستور نیست
  7. شمارهٔ ۳۴۹همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست
  8. شمارهٔ ۳۵۰صبرم حریف عربده نیم ناز نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.