پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

جنون بوی گل افسانه کیست

محبت گردش پیمانه کیست

نگه روشنگر آیینه ماست

تغافل ساقی میخانه کیست

سرشکم دیده امشب خواب سیلاب

خرابی خوش نشین خانه کیست

نمی دانم می از ساغر گل از جام

بهار جلوه مستانه کیست

پریشان کرد اوراق محبت

دل دیوانه مکتبخانه کیست

شنیدم خاطر آسوده ای هست

ندانستم چراغ خانه کیست

ز جوش صورت و معنی خرابی

چه می دانی می میخانه کیست

می نظاره در دل می کنم صاف

ز شرم نرگس مستانه کیست

به استغنای نومیدی بنازم

نمی گویم جهان ویرانه کیست

نمیدانی چو با بیگانه هایی

اسیر بینوا دیوانه کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰گریه بیقرار پیدا نیست
  2. شمارهٔ ۳۴۱رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست
  3. شمارهٔ ۳۴۲به فکر خاطر ناشاد ما نیست
  4. شمارهٔ ۳۴۳ما را که سر عشرت و پروای طرب نیست
  5. شمارهٔ ۳۴۴از رشک بلبلم دل حسرت نصیب نیست
  6. شمارهٔ ۳۴۵گرفتار کمند عشق را صیاد حاجت نیست
  7. شمارهٔ ۳۴۶نام دل بردن به غیر از یاد دلبر هیچ نیست
  8. شمارهٔ ۳۴۷همزبان بزم ما غیر از در و دیوار نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.