پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۷

گلزارها ز اشک جگرتاب چشم کیست

ویرانه ها نمونه ای از آب چشم کیست

هرگز خیالت از نظر ما نمی رود

دانسته ای که سیر رخت باب چشم کیست

شبنم چکد ز گلبن شوخ شرارها

صحرای جستجوی تو سیراب چشم کیست

هر آسمان نشان دهد از تخته پاره ای

عالم شکسته کشتی سیلاب چشم کیست

از ترکتاز شوخ نگاهان نشد غبار

تا سرزمین آینه سیراب چشم کیست

بلبل ترانه لب خاموش بیدلی است

پروانه تا نظاره بیتاب چشم کیست

امیدوار باش چو دانسته ای اسیر

بیداری دل از اثر خواب چشم کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۹بی غرض چون گردد الفت محرم و بیگانه کیست
  2. شمارهٔ ۳۴۰گریه بیقرار پیدا نیست
  3. شمارهٔ ۳۴۱رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست
  4. شمارهٔ ۳۴۲به فکر خاطر ناشاد ما نیست
  5. شمارهٔ ۳۴۳ما را که سر عشرت و پروای طرب نیست
  6. شمارهٔ ۳۴۴از رشک بلبلم دل حسرت نصیب نیست
  7. شمارهٔ ۳۴۵گرفتار کمند عشق را صیاد حاجت نیست
  8. شمارهٔ ۳۴۶نام دل بردن به غیر از یاد دلبر هیچ نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.