پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

هر عارض افروخته مشاطه نازی است

هر جنبش مژگان چمن آرای نیازی است

گلزار نسب نامه یاران عزیز است

هر فاخته محمودی و هر سرو ایازی است

یک یک ورق صفحه ایجاد گشودیم

هر صفحه بیکارتر آیینه رازی است

از آتش و آبم نفریبد گل و شبنم

خضر ره من جلوه نظاره گدازی است

دل برد به صد رنگ و خبردار نگشتیم

دلدار اسیر تو عجب شعبده بازی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹دلی دارم که مست جام ساقی است
  2. شمارهٔ ۳۰۰دو جهان از کتاب دل ورقی است
  3. شمارهٔ ۳۰۱بازم از مژگان شوخی خارخار عاشقی است
  4. شمارهٔ ۳۰۲داری تمام عالم اگر آشنا یکی است
  5. شمارهٔ ۳۰۳دامان پاک عاشق و برگ سمن یکی است
  6. شمارهٔ ۳۰۴جایی که دامگاه غزال رمیدگی است
  7. شمارهٔ ۳۰۵در تماشای تو هر چشمی دلی است
  8. شمارهٔ ۳۰۶هر سبزه این باغ نشان خم دامی است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.