پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

دل آواره مستمندکسی است

دیده جولانگه سمند کسی است

سرو با اینهمه سرافرازی

سایه قامت بلند کسی است

نشکند از هجوم لشکر غم

که طلسم دلم به بند کسی است

در غم عشق کام تلخ مرا

ساغر باده زهرخند کسی است

صیدی از دام محنت آزاد است

که اسیر خم کمند کسی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰دو جهان از کتاب دل ورقی است
  2. شمارهٔ ۳۰۱بازم از مژگان شوخی خارخار عاشقی است
  3. شمارهٔ ۳۰۲داری تمام عالم اگر آشنا یکی است
  4. شمارهٔ ۳۰۳دامان پاک عاشق و برگ سمن یکی است
  5. شمارهٔ ۳۰۴جایی که دامگاه غزال رمیدگی است
  6. شمارهٔ ۳۰۵در تماشای تو هر چشمی دلی است
  7. شمارهٔ ۳۰۶هر سبزه این باغ نشان خم دامی است
  8. شمارهٔ ۳۰۷خموشیها عجب شیرین زبانی است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.