پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

داری تمام عالم اگر آشنا یکی است

از توست هر چه خواهی اگر مدعا یکی است

آیینه دار تفرقه باشد حضور دل

صد جلوه بیش و ساغر گیتی نما یکی است

در آب و خاک میکده دل دویی مباد

درد ته پیاله و صاف وفا یکی است

داریم قاتلی که ز یاد خرام او

گرد خرابه دل و آب بقا یکی است

در دانه تو دید فلک پاک گوهری

هر چند سعی کامل نشو و نما یکی است

گر چشم پاک هست ز آلودگی چه باک

نور چراغ مسجد و میخانه ها یکی است

پرواز خنده گل شوخ هوای کیست

زلف پری و جلوه بال هما یکی است

گر عیب از هنر نشناسیم دور نیست

صد رنگ جلوه هست که در چشم ما یکی است

گلدسته حواس ز یک رشته بسته اند

داری دل درست اگر مدعا یکی است

آسوده باش اسیر که از فیض یکدلی

تأثیر آب و آتش و خاک و هوا یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴جایی که دامگاه غزال رمیدگی است
  2. شمارهٔ ۳۰۵در تماشای تو هر چشمی دلی است
  3. شمارهٔ ۳۰۶هر سبزه این باغ نشان خم دامی است
  4. شمارهٔ ۳۰۷خموشیها عجب شیرین زبانی است
  5. شمارهٔ ۳۰۸بهار عمر و نوروز جوانی است
  6. شمارهٔ ۳۰۹حال دل را تنم از ضعف زبانم گویاست
  7. شمارهٔ ۳۱۰هر غنچه نشکفته نظر باز نگاهی است
  8. شمارهٔ ۳۱۱ز جام عشق تو هر سبزه مست سودایی است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.