پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

هر غنچه نشکفته نظر باز نگاهی است

هر لاله دلسوخته سرچشمه آهی است

بتخانه به رنگینی صحرای جنون نیست

هر سایه خاری شکن طرف کلاهی است

سامان وطن در گرو برگ سفر کن

مگذار به جا شعله صفت گر همه آهی است

از همرهی گریه چه خونها که نخوردیم

هر نقش قدم در ره این قافله چاهی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲نگاهش دورگرد آشنایی است
  2. شمارهٔ ۳۱۳گل هر ابر رنگین هوایی است
  3. شمارهٔ ۳۱۴ز حرف دوست اگر کار من نرفت از دست
  4. شمارهٔ ۳۱۵هر جا که نقش توبه شکستن شود درست
  5. شمارهٔ ۳۱۶ز بسکه هر طرف از خاطرم غبار نشست
  6. شمارهٔ ۳۱۷در دامت آن غبار که بر بال و پر نشست
  7. شمارهٔ ۳۱۸شادیم از دلی که شکستن عیار اوست
  8. شمارهٔ ۳۱۹حسن آتش و دل سمندر اوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.