پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۵

هر جا که نقش توبه شکستن شود درست

بزم بهار و رونق گلشن شود درست

از شش جهت چو قبله نما در کشاکشم

تا مطلب دلم ز تپیدن شود درست

گشتم غبار و بوی گل افشاگر من است

چون خاطرم ز راز نهفتن شود درست

منت خدا نکرده گر از دوستان کشم

کارم ز مهربانی دشمن شود درست

از مومیایی فلکم نیست منتی

چون صبح کار من ز شکستن شود درست

آیینه شکسته من سیر باغ من

گلدسته نیست دل که ز بستن شود درست

ایمن ز پرده پوشی شهرت نمی شوم

کی راز داریم ز نگفتن شود درست

جامی ز شیشه خانه نازکدلان بکش

تا صدق نیت به شکستن شود درست

از یاد گرد آینه ام گرد می شود

کی از شکست خصم دل من شود درست

آهی بکش اسیر که طوفان گریه است

عقد گهر ز رشته کشیدن شود درست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۷در دامت آن غبار که بر بال و پر نشست
  2. شمارهٔ ۳۱۸شادیم از دلی که شکستن عیار اوست
  3. شمارهٔ ۳۱۹حسن آتش و دل سمندر اوست
  4. شمارهٔ ۳۲۰جفا جویی سپند آتش اوست
  5. شمارهٔ ۳۲۱درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
  6. شمارهٔ ۳۲۲آنچه دل را می نوازد درد بیدرمان اوست
  7. شمارهٔ ۳۲۳کرده خونم را صف مژگان چراغان زیر پوست
  8. شمارهٔ ۳۲۴بیقراریهای عشق آیینه دار خوی دوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.