پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

نگاهش دورگرد آشنایی است

تغافل بر سر صبرآزمایی است

به خون افتاده مرغ دام او را

تپیدن بال پرواز رهایی است

چو دل باشد تسلی از خیالی

امید وصل کافر ماجرایی است

کند در غنچه پنهان نقد خود را

میان بلبل و گل هم جدایی است

اسیر از من چه می پرسی غم دل

عنانم در کف آشفته رایی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴ز حرف دوست اگر کار من نرفت از دست
  2. شمارهٔ ۳۱۵هر جا که نقش توبه شکستن شود درست
  3. شمارهٔ ۳۱۶ز بسکه هر طرف از خاطرم غبار نشست
  4. شمارهٔ ۳۱۷در دامت آن غبار که بر بال و پر نشست
  5. شمارهٔ ۳۱۸شادیم از دلی که شکستن عیار اوست
  6. شمارهٔ ۳۱۹حسن آتش و دل سمندر اوست
  7. شمارهٔ ۳۲۰جفا جویی سپند آتش اوست
  8. شمارهٔ ۳۲۱درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.