پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

ز جام عشق تو هر سبزه مست سودایی است

به هر طرف که نظر می کنم تماشایی است

بیاض سبزه گشودم کتاب گل خواندم

به نام شوق تو هر شبنمی معمایی است

هوا ز موج طراوت سفینه غزل است

چمن ز لاله و گل مطلع خوش انشایی است

کسی که سیلی زنجیر خورده می داند

که سرنوشت اسیران خط چلیپایی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳گل هر ابر رنگین هوایی است
  2. شمارهٔ ۳۱۴ز حرف دوست اگر کار من نرفت از دست
  3. شمارهٔ ۳۱۵هر جا که نقش توبه شکستن شود درست
  4. شمارهٔ ۳۱۶ز بسکه هر طرف از خاطرم غبار نشست
  5. شمارهٔ ۳۱۷در دامت آن غبار که بر بال و پر نشست
  6. شمارهٔ ۳۱۸شادیم از دلی که شکستن عیار اوست
  7. شمارهٔ ۳۱۹حسن آتش و دل سمندر اوست
  8. شمارهٔ ۳۲۰جفا جویی سپند آتش اوست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.