پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

از خوی تو عالم چمن شعله نگاری است

هر دود دل سوخته بویی ز بهاری است

پیداست دلی هر طرف از شبنم اشکی

رنگین چمن گریه ما آیینه زاری است

تاج زر و خفتان گل ارزانی گلشن

چون شعله کله گوشه ما سایه خاری است

بیهوشی ما درگرو جام و سبو نیست

کیفیت منصور از این باده خماری است

ننگ عدم است آنکه نه دل زنده عشق است

بی یاد تو آیینه ما سنگ مزاری است

ای عربده جو خیل سپاه تو کم از کیست

هر سرو سپهداری و هر لاله سواری است

از آمدن و رفتن قاصد چه گشاید

مکتوب اسیران شکن زلف عیاری است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸دل آواره مستمندکسی است
  2. شمارهٔ ۲۹۹دلی دارم که مست جام ساقی است
  3. شمارهٔ ۳۰۰دو جهان از کتاب دل ورقی است
  4. شمارهٔ ۳۰۱بازم از مژگان شوخی خارخار عاشقی است
  5. شمارهٔ ۳۰۲داری تمام عالم اگر آشنا یکی است
  6. شمارهٔ ۳۰۳دامان پاک عاشق و برگ سمن یکی است
  7. شمارهٔ ۳۰۴جایی که دامگاه غزال رمیدگی است
  8. شمارهٔ ۳۰۵در تماشای تو هر چشمی دلی است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.