پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

موجه دریا ز شورم مصرع پیچیده است

در صدف گوهر ز اشکم معنی دزدیده است

از هوای گلشن چاک گریبان کسی

نکهت یوسف گل در پیرهن بالیده است

ناله خاموشی است تکرار فراموشی خوش است

گفتگوی آشنایی گوش کس نشنیده است

گریه ما دشت را مهمان دریا می کند

صفحه بحر ازحباب و موج بزم چیده است

در ریاض آرزو گر خار بلبل سبز شد

آنچه حاصل کرده ام عمری گل ناچیده است

شرمساری ها عصیان خرمن اندوزی کند

عضو عضو ما ز دهشت دانه پاشیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴رنجی که چشم شب پره از نور دیده است
  2. شمارهٔ ۲۸۵ز بویی بیخودم رویی که دیده است
  3. شمارهٔ ۲۸۶مطرب ترانه ای که دماغم رسیده است
  4. شمارهٔ ۲۸۷بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است
  5. شمارهٔ ۲۸۸خلوت جان را تجلی از چراغ سینه است
  6. شمارهٔ ۲۸۹هر نگاه گرم ما مجنون کامل گشته ای است
  7. شمارهٔ ۲۹۰دشت جنون ز فتنه چشم تو دیده‌ای است
  8. شمارهٔ ۲۹۱هر سر مویم ز افغان بلبل دیوانه ای است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.