پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

ز بویی بیخودم رویی که دیده است

شکار حیرتم مویی که دیده است

پری در سایه بال فرشته

به غیر از چشم و ابرویی که دیده است

فرنگستانی از هر حلقه زلف

پرستاران بت هویی که دیده است؟

غزال شیر صولت سرو بد مست

پریرویی سمن بویی که دیده است

ز گردش نافه می روید ز ره سرو

چنین خوش جلوه آهویی که دیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است
  2. شمارهٔ ۲۸۸خلوت جان را تجلی از چراغ سینه است
  3. شمارهٔ ۲۸۹هر نگاه گرم ما مجنون کامل گشته ای است
  4. شمارهٔ ۲۹۰دشت جنون ز فتنه چشم تو دیده‌ای است
  5. شمارهٔ ۲۹۱هر سر مویم ز افغان بلبل دیوانه ای است
  6. شمارهٔ ۲۹۲نظر به جوهر اصلی نه زشت مکتسبی است
  7. شمارهٔ ۲۹۳خیال دام و قفس انتظار آزادی است
  8. شمارهٔ ۲۹۴دارم دلی که آینه پیرای بیخودی است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.