پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱

هر سر مویم ز افغان بلبل دیوانه ای است

هر سر مژگانم از حسرت پر پروانه ای است

رفته ام از خویش پندارم ز یادش رفته ام

عالم یکرنگی عاشق تماشاخانه ای است

بیخودم کیفیت گلزار عشق از من مپرس

سایه هر برگ سبزش گوشه میخانه ای است

گاه مستم گاه مجنون گه در آتش گه در آب

تا ابد گر گویم از نیرنگ عشق افسانه ای است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳خیال دام و قفس انتظار آزادی است
  2. شمارهٔ ۲۹۴دارم دلی که آینه پیرای بیخودی است
  3. شمارهٔ ۲۹۵دلم را صبح عید جانسپاری است
  4. شمارهٔ ۲۹۶از خوی تو عالم چمن شعله نگاری است
  5. شمارهٔ ۲۹۷هر عارض افروخته مشاطه نازی است
  6. شمارهٔ ۲۹۸دل آواره مستمندکسی است
  7. شمارهٔ ۲۹۹دلی دارم که مست جام ساقی است
  8. شمارهٔ ۳۰۰دو جهان از کتاب دل ورقی است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.