پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است

معشوق ریش دار بهشت نظاره است!

روشن سواد دیده کند فهم مصرعم

عالم تمام یک جگر پاره پاره است

چشم دلم همیشه به سوی تو می جهد

گر خواب رفته سبحه صد استخاره است

نومیدی تمام امید تمام ما

بیچارگی کلید درگنج چاره است

از هر پیاله لذت سرشار گل کند

با دوست می بنوش که عمر دوباره است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹هر نگاه گرم ما مجنون کامل گشته ای است
  2. شمارهٔ ۲۹۰دشت جنون ز فتنه چشم تو دیده‌ای است
  3. شمارهٔ ۲۹۱هر سر مویم ز افغان بلبل دیوانه ای است
  4. شمارهٔ ۲۹۲نظر به جوهر اصلی نه زشت مکتسبی است
  5. شمارهٔ ۲۹۳خیال دام و قفس انتظار آزادی است
  6. شمارهٔ ۲۹۴دارم دلی که آینه پیرای بیخودی است
  7. شمارهٔ ۲۹۵دلم را صبح عید جانسپاری است
  8. شمارهٔ ۲۹۶از خوی تو عالم چمن شعله نگاری است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.