پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

تا غم نبوده خاطر خرم نبوده است

زخم آنقدر نبوده که مرهم نبوده است

از باغبان چه دیده گل آرزوی ما

درگلشنی شکفته که شبنم نبوده است

بی توشه از قلمرو احسان گذشته ایم

این سایه هرگز از سر ما کم نبوده است

با دانه بهشت چه سازد ندیده دام

جایی بهشت بوده که آدم نبوده است

رشکم گداخت در چمن وصل او اسیر

گویا دلی شکفته که بی غم نبوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳بعد عمری سویم از روی مروت دیده است
  2. شمارهٔ ۲۸۴رنجی که چشم شب پره از نور دیده است
  3. شمارهٔ ۲۸۵ز بویی بیخودم رویی که دیده است
  4. شمارهٔ ۲۸۶مطرب ترانه ای که دماغم رسیده است
  5. شمارهٔ ۲۸۷بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است
  6. شمارهٔ ۲۸۸خلوت جان را تجلی از چراغ سینه است
  7. شمارهٔ ۲۸۹هر نگاه گرم ما مجنون کامل گشته ای است
  8. شمارهٔ ۲۹۰دشت جنون ز فتنه چشم تو دیده‌ای است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.