پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

بی جام و شیشه چشم تو خمار بوده است

بی نوبهار روی تو گلزار بوده است

جان کشته شهادت و دل تشنه وصال

در خون تپیدنی چقدر کار بوده است

در خواب پای خم شده با کعبه همسفر

آن را که جذبه تو طلبکار بوده است

روزی که جام شور به منصور داده اند

هر کس به قدر خویش گرفتار بوده است

بیهوشیم نگر به چه آگاهیی رسید

توفیق در پیاله سرشار بوده است

زان جنگجو شکایت بیجا مکن اسیر

دایم جفا عزیز و وفا خوار بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲موجه دریا ز شورم مصرع پیچیده است
  2. شمارهٔ ۲۸۳بعد عمری سویم از روی مروت دیده است
  3. شمارهٔ ۲۸۴رنجی که چشم شب پره از نور دیده است
  4. شمارهٔ ۲۸۵ز بویی بیخودم رویی که دیده است
  5. شمارهٔ ۲۸۶مطرب ترانه ای که دماغم رسیده است
  6. شمارهٔ ۲۸۷بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است
  7. شمارهٔ ۲۸۸خلوت جان را تجلی از چراغ سینه است
  8. شمارهٔ ۲۸۹هر نگاه گرم ما مجنون کامل گشته ای است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.