پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

بعد عمری سویم از روی مروت دیده است

نرگس بیدارش امشب خواب الفت دیده است

مغزم از شوریدگی چون ذره می رقصد به سر

آفتاب محشر داغ محبت دیده است

دل اگر در سینه جنبد رنگم از رو می رود

خصم بیدل از من عاجز چه جرأت دیده است

جلوه مرد آزما بسیار و بینش ساده دل

حرفها آیینه ام از خواب غفلت دیده است

الفت است الفت که سربی تیغ می گردد نثار

قدر این معنی کسی داند که الفت دیده است

صورت از معنی شناسد اهل بینش در جهان

جلوه معنی اسیر از چشم صورت دیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵ز بویی بیخودم رویی که دیده است
  2. شمارهٔ ۲۸۶مطرب ترانه ای که دماغم رسیده است
  3. شمارهٔ ۲۸۷بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است
  4. شمارهٔ ۲۸۸خلوت جان را تجلی از چراغ سینه است
  5. شمارهٔ ۲۸۹هر نگاه گرم ما مجنون کامل گشته ای است
  6. شمارهٔ ۲۹۰دشت جنون ز فتنه چشم تو دیده‌ای است
  7. شمارهٔ ۲۹۱هر سر مویم ز افغان بلبل دیوانه ای است
  8. شمارهٔ ۲۹۲نظر به جوهر اصلی نه زشت مکتسبی است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.