پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

گریه زچشمم به امان آمده است

ناله ز آهم به فغان آمده است

محرم و بیگانه از این پرده دور

راز دل ما به زیان آمده است

چون نکند طاقتم از خود کنار

حرف کنارش به میان آمده است

چله نشینی به از انگور نیست

پیر به خم رفته جوان آمده است

از سرکوی تو چو مستان اسیر

خنده کنان نعره زنان آمده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰بی جام و شیشه چشم تو خمار بوده است
  2. شمارهٔ ۲۸۱تا غم نبوده خاطر خرم نبوده است
  3. شمارهٔ ۲۸۲موجه دریا ز شورم مصرع پیچیده است
  4. شمارهٔ ۲۸۳بعد عمری سویم از روی مروت دیده است
  5. شمارهٔ ۲۸۴رنجی که چشم شب پره از نور دیده است
  6. شمارهٔ ۲۸۵ز بویی بیخودم رویی که دیده است
  7. شمارهٔ ۲۸۶مطرب ترانه ای که دماغم رسیده است
  8. شمارهٔ ۲۸۷بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.